العلامة الحلي ( مترجم : حميدرضا آژير )
104
كشف اليقين ( فارسي )
جماعت از نزديكان تو بودهاند كه نيرنگ كردهاند و اگر در آن انديشيدهاند كوتاهى كردهاند و ديه بر عاقلهء توست ، زيرا كشتن كودك خطايى بوده است كه به تو مربوط مىشود . عمر گفت : به خدا سوگند از ميان آنها تو براى من خيرخواهى كردى . به خدا نمىروم مگر آن كه مقدار ديه را بر بنى عدى معلوم كنى . امير المؤمنين همچنين كرد . « 1 » - ( 1 ) از آن جمله است كه : پيرمردى در زمان خلافت عثمان زنى را به عقد خود درآورد . پيرمرد گمان برد كه با زن پيوندى برقرار نكرده است و لذا باردارى او را انكار كرد . مسأله بر عثمان مشتبه شد و از زن پرسيد آيا پيرمرد او را ازالهء بكارت كرده است و آيا او باكره بوده است ؟ زن پاسخ داد خير . عثمان دستور داد بر آن زن حدّ جارى كنند . امير المؤمنين ( ع ) اين كار را ناشايست شمرد و گفت : شايد پيرمرد از آن زن بهرهاى برده و منى خويش را بدون آن كه ازالهء بكارت كند در فرج زن ريخته است . پس از پيرمرد بپرسيد . پيرمرد پاسخ داد : مرداب خويش را بىآنكه ازالهء بكارت كنم و با او بياميزم در فرجش مىريختم . امير المؤمنين ( ع ) فرمود : زن از او حامله شده و فرزند هم فرزند اوست و من كيفر او را نابجا مىدانم . « 2 » - ( 2 ) از آن جمله است كه : زنى كودكى را زاييد كه بر يك ران ، دو سر داشت و دو بدن . مسأله بر آنها مشتبه شد و به امير المؤمنين ( ع ) پناه بردند . حضرت ( ع ) فرمود : او را به هنگام خواب زير نظر گيريد و در اين زمان يكى از دو بدن و دو سر را از خواب بيدار كنيد . اگر هر دو سر و هر دو بدن با هم بيدار شدند ، اين هر دو يك نفر است و اگر يكى از آن دو بيدار شد و ديگرى خواب باقى ماند ، اين دو ، دو نفر هستند و حقّ آنها از ارث ، حقّ دو نفر است . « 3 » - ( 3 ) از آن جمله است كه : حضرت حكم زاويهء منفرجه را با شمارش اضلاع روشن كرد ، « 4 » - ( 4 ) و از آن جمله است احكام تبهكاران . شافعى مىگويد : ما احكام مشركان را از پيامبر ( ص )
--> ( 1 ) همان / 110 . ( 2 ) همان / 113 . ( 3 ) همان / 114 . ( 4 ) همان / 115 .